تبلیغات
ولای حیدر - شوکران صبر
تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
چرا سردار خیبر گشا و یکه تاز میدان های بدر و احد و خندق و حنین، سر در گریبان فرو برده، زانوی غم در بغل گرفت و خویش را در چهار دیواری خانه اش منزوی ساخت؟

چه پیش آمد که شیر خدا با دست های بسته مانند اسیر در کوچه های مدینه گردانده شد و از او صدایی بر نخاست؟

چه رخ داد مهربانی که توان دیدن قطره اشکی بر گونه یتیمی نداشت، ناله ها و اشک های یگانه یادگار پیامبر را به تماشا نشست و واکنشی نشان نداد؟

آیا ذوالفقارش کند گشته یا قوت بازویش کاستی پذیرفته بود؟

آیا پروانه شمع احمدی(ص) و شجاعی که کمر کفر از او خم گشت، از تب و تاب افتاده بود؟

آیا حاکمیت روزمرگی و عافیت اندیشی و زد و بندهای معمول صاحبان قدرت و بهره مندی از جلوه های زندگی، کنج خلوت را در کام شیر حق از جهاد در راه خدا و پایمردی در میدان مسؤولیت شیرین تر ساخته بود؟

در پاسخ این پرسش ها باید گفت: نه ذوالفقار کند گشت، نه زور بازوی مرد حق کاستی پذیرفت، نه تب مجاهدت در راه خدا و دفاع از حقیقت در وی فروکش کرد و نه سختی های راه و نادیده گرفتن فضیلت هایش توان پایداری و دفاع از ارزش ها را از او ستاند.

بی تردید تحمل بار 25 سال سکوت و صبر در برابر حق کشی ها و نامردمی ها و ناهنجاری های آن زمان و تماشای غصب و یغمای منصبی که به اعتراف دوست و دشمن به وی تعلق داشت، از همه دلاوری ها و فداکاری ها و جهادها دشوارتر و ارزشمندتر بود؛ زیرا گرایش طبع انسان به تحرک و فعالیت و خلق حماسه در میدان های جنگ از سکون و انفعال و رکود فزون تر است؛ به ویژه کسی که تمام ورق های کتاب زندگی اش با مرکب رزم و حماسه آفرینی در راه خدا نوشته شده است. بر این بنیاد، سکوت و بردباری علی(ع) زنده ترین سند بندگی و خاکساری و تسلیم بودنش در برابر اراده خداوند است.

آن بزرگ مظلوم تاریخ می دانست که نهال نو پای دین را تاب تحمل تندبادهای اختلاف و تفرقه نیست؛ در آشفته بازار نفاق و هوا پرستی کالای حقیقت خریدار ندارد و هر بی بصری را توان دیدن خورشید تابناک ولایت علوی(ع) نیست.

نزد علی(ع) هیچ مصلحتی از حفظ اسلام و یگانگی مسلمانان و پاسداری از نهال نو رسته اسلام در برابر طوفان های مخالف والاتر نمی نمود. بدین سبب، در همان روزگار تلخ شکیبایی سینه مالامال از علم و حکمتش ناجی خلفای وقت از گرداب مشکلات علمی و پیچیدگی های قضاوت بود و خود و فرزندانش در صف نخست لشکر اسلام جای داشتند. (1)

علی(ع) از خدا و پیامبر (ص) فرمان صبر داشت. حتی وقتی غاصبان بی رخصت به خانه اش که محل رفت و آمد فرشتگان بود و امین پروردگار(جبرئیل) بدون اجازه بدان گام نمی نهاد، ریختند و آن را به آتش کشیدند و صدای ناله جانسوز همسرش را شنید، فرمود:

«قسم به خدایی که محمد (ص) را به پیامبری برانگیخت. اگر وصیت پیامبر نبود، کسی بدون اجازه نمی توانست وارد خانه من شود». (2)

پس رمز صبر علی در خداجویی و حق مداری و تسلیم بودن او در برابر فرمان الاهی نهفته است؛ و راز بردباری علی را باید بر حکومت خدا و عقل بر کشور وجودش، درد دین داشتن وی و ذوب شدنش در آیین حق جست وجو کرد.





پی نوشت ها:
1 . بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ترجمه سید محمود موسوی زرندی، ص 174 .
2 . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص 127 . 



طبقه بندی: امام علی(ع)، دلگویه،