تبلیغات
ولای حیدر - چشم انداز امام علی (علیه السلام) به اوضاع کنونی
تاریخ : جمعه 11 اسفند 1391 | 10:35 ب.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
اگر سخنان امام علی(علیه السلام) را که نگاهی بیندازیم، به خوبی می توانیم ویژگی های جوامعی را که هنوز در آن زمان وجود خارجی نداشتند، از بیان گهربار امام بیابیم. امام در سخنانی گران بها آنان را چنین معرفی می کند:

«به خدا که بر سر کار بمانند تا حرامی از خدای را نگذارند، جز آنکه آن را حلال شمارند و پیمانی استوار نماند، جز آنکه آن را بگسلانند و خانه ‏ای در دهستان و خیمه ‏ای در بیابان نبود، جز آن که ستم بدان رسد و ویرانش گرداند و بدرفتاری شان مردم آنجا را بگریزاند. تا آنجا که دو دسته بگریند:


دسته ‏ای برای دین خود که از دست داده ‏اند و دسته ‏ای برای دنیای خویش که بدان نرسیده ‏اند و یاری یکی دیگری را چون یاری بنده باشد به مولا، اگر حاضر است راه او پوید و اگر غایب است بد او گوید، و تا آنکه هر کس گمان وی به پروردگار نیکوتر بود، رنج او در آن بلا بیشتر بود. پس اگر پروردگار شما را عافیتی داد، بپذیرید و اگر به بلایی مبتلا ساخت، شکیبایی پیش گیرید که عاقبت از آن پرهیزگاران است».(1)

«و زودا که پس از من بر شما روزگاری آید، که چیزی از حق پنهان تر نباشد و از باطل آشکارتر؛ و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بیشتر؛ و نزد مردم آن زمان کالایی زیانمندتر از قرآن نیست، اگر آن را چنانکه باید بخوانند و نه پرسودتر از قرآن، اگر معنی کلماتش را برگردانند و در شهرها چیزی از معروف ناشناخته ‏تر نباشد و شناخته ‏تر از منکر.

حاملان کتاب خدا آن را واگذارند، و حافظانش آن را به فراموشی بسپارند. پس در آن روزگار قرآن و قرآنیان از جمع مردمان دورند، و رانده و مهجور. هر دو با هم در یک راه روانند و میان مردم پناهی ندارند. پس در این زمان قرآن و قرآنیان میان مردمند و نه میان آنان، با مردمند و نه با ایشان. چه، گمراهی و رستگاری سازوار نیایند، هر چند با هم دریکجا بپایند. پس آن مردم در جدایی متفقند، و از جمع گریزان.»

گویی آنان پیشوای قرآن اند، نه قرآن پیشوای آنان. پس جز نامی از قرآن نزد شما نماند، و نشناسند جز خط و نوشته آن و از این پیش چه کیفر که بر نیکوکاران نراندند، و سخن راستشان را دروغ بر خدا خواندند، و کار نیک را پاداش بد دادند. همانا آنان که پیش از شما بودند، تباه شدند به خاطر آرزوهای دراز که در سر داشتند، و نهان بودن مرگ از آنان که باورش نمی‏داشتند، تا موعود بر آنان درآمد، موعودی که با آمدنش عذری نپذیرند، و توبه را به حساب نگیرند و به همراه آن بلا و سختی بارگشاید، و هنگام کیفر و عقوبت آید».(2)

«رشته تافته دین گسسته گردد و نشانه ‏های راه راست پوشیده، و چشمه حکمت خشک و خوشیده. ستمکاران در آن فتنه به سخن آیند و بیابان نشینان را با سوهان ستم بسایند و با سینه مرکب جور خرد نمایند. تکروان از غبار آن فتنه تباه گردند و سواران ـ قدرت ـ درونش به هلاکت رسند. با قضای ناگوار درآید، خون دوشد و خون پالاید. در نشان دین رخنه افکند و یقین استوار را بشکند. زیرکان از آن فتنه بگریزند و پلیدان به سر و سامان دادن کارش برخیزند.

با رعد و برقی است، بسیار و آماده کارزار. پیوند خویشاوندی در آن، بریده باشد و مردم از اسلام جدا گردیده. آن که از آن فتنه به کنار است، از آسیبش بیمار است و آن که خواهد خود را برهاند، نتواند و هم در آن بماند.» «پس فتنه سر برآرد سخت لرزاننده، درهم کوبنده، و خوان خوان رونده. در آن فتنه دل ها پس از پایداری دودلی پذیرند، و مردانی که سلامت مانده بودند، گمراهی پیش گیرند. به هنگام هجوم آن، هوا و هوس‏ ها گونه ‏گون بود و بسیار، و به وقت پدید شدن آن، رأی درست به نادرست آمیخته گردد و شناختن آن دشوار. کسی را که بدان نزدیک شود، بشکند و دو تا کند و کسی را که در آن بکوشد، خرد سازد و از هم جدا کند».(3)
«مردم را روزگاری رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن. در آن روزگار بنای مسجدهای آنان، از بنیان آبادان است و از رستگاری ویران. ساکنان و سازندگان آن مسجدها، بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطابه آنان در آویزد. آن که از فتنه به کنار ماند، بدان بازش گردانند و آن که از آن پس افتد، به سویش برانند».(4)

«خواهش نفسانی را به هدایت آسمانی بازگرداند و آن، هنگامی است که مردم رستگاری را تابع هوا ساخته ‏اند و رأی آن ها را پیرو قرآن نماید و آن، هنگامی است که قرآن را تابع رأی خود کرده ‏اند. تا آنکه آتش جنگ میان شما افروخته گردد ـ و از شرار آن همه چیز سوخته چون شمشیر خشمگین ـ دندان نماید ـ و چون ماده شتری از این سو و آن سو آید ـ پستان ها پر از شیر، و مکیدن آن شیرین، اما پایان آن تلخ و زهرآگین. آگاه باشید که فردا ـ و که داند که فردا چه پیش آرد ـ فرمانروایی، که از این طایفه ـ امویان ـ نیست، عاملان حکومت را به جرم کردار زشتشان بگیرد و عذری از آنان نپذیرد ـ زمین گنجینه ‏های خود را برون اندازد، و کلیدهای خویش از در آشتی تسلیم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنماید و آنچه از کتاب و سنت مرده است، زنده فرماید».(5)

و زودا که پس از من بر شما روزگاری آید، که چیزی از حق پنهان تر نباشد و از باطل آشکارتر؛ و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بیشتر؛ و نزد مردم آن زمان کالایی زیانمندتر از قرآن نیست، اگر آن را چنانکه باید بخوانند و نه پرسودتر از قرآن، اگر معنی کلماتش را برگردانند و در شهرها چیزی از معروف ناشناخته ‏تر نباشد و شناخته ‏تر از منکر

آنچه از خلال سخنان و پیشگویی های امام علی (علیه السلام) درباره جوامع و ویژگی های منفی آنان می توان به دست آورد، عبارتند از:

بدعت در دین، مغرور کردن مردم به نام اسلام، حلال از حرام شناخته نشود، سخت شدن کسب درآمد حلال، آسانی به دست آوردن درآمد حرام، آمیخته شدن رأی

درست و نادرست، دشواری تشخیص رأی درست از نادرست، چیره شدن تردید بر دل ها، انفاق مردم از درآمد حرام، بیشتر بودن پاداش بخشش گیرنده از بخشش

دهنده، سوگند نابه جا خوردن، دروغ گفتن، گمنامی مۆمنان واقعی، خوار شدن افراد نیک، بلند مقدار شدن افراد ناشایست، باور نداشتن سخنان درست نیکوکاران،

کیفردادن نیکوکاران، ناتوان خواندن با انصافان، خوش طبع خواندن بدکاران، ارج نهادن سخن چینان، منت گذاشتن بر روابط خویشاوندی، بریده شدن پیوند با

خویشاوندان، خودپسندی و تعصب و غرور، شیوع قتل و خونریزی، امیر بودن کودکان، حکمرانی با مشورت زنان، حلال شمردن حرام الهی، رواج پیمان شکنی،

 گسترش ستم به همه خانه ‏ها،  نارضایی شدید دیندار به خاطر از دست دادن دین، نارضایی شدید دنیا خواهان به خاطر به دست نیاوردن دنیا،  یاری غیرصمیمانه به

دیگری، گسسته شدن رشته دین، جدا شدن مردم از اسلام،  باقی نماندن از اسلام جز نام، دروغ بستن بر خدا و پیامبر، تفسیر به رأی قرآن، فراموشی کتاب خدا از

سوی حافظانش، واگذاشتن کتاب خدا از سوی حاملانش، مهجور شدن قرآن و قرآنیان، زیانبار شمردن قرآن، بزرگی فروختن بر مردم با عبادت،  سازندگان مساجد

 بدترین مردم ‏اند، از سازندگان مساجد فتنه‏ ها خیزد، بنای مساجد آباد و ویرانی مساجد از جنبه رستگاری، پنهانی حق، پنهانی نشانه ‏های راه راست، آشکاری

باطل، ناشناختگی معروف، رواج منکر،  گمراهی مردم، متفق بودن مردم درجدایی و گریزان از جمع.

 


پی نوشت ها :

1. نهج البلاغه، خطبه 98.

2. همان، خطبه 147.

3. همان، خطبه 151.

4. همان، حکمت 369.

5. همان، خطبه 138.



طبقه بندی: نهج البلاغه، امام علی(ع)،