تبلیغات
ولای حیدر - صدای پای عشق
تاریخ : جمعه 26 آبان 1391 | 09:52 ق.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
 زین سبب تنگ شد جهان بزرگ          كه جهان  تنگ بود و مرد  سترگ

 اما عشق، حضرت ابوالشهداء حسین بن علی (ع) را عصر خاصی كه سهل است تمام تاریخ نیز تنگ وكوچك است، او ابر مردی بود كه غریب زیست و غریبانه نیز شهید شد و هنوز هم كه هنوز است تاریخ حق او را اداء نكرده است.

 او از زمین و زمان بزرگ تر بود نه تنها از عصر و روزگارش جلوتر می رفت؛ بكله از فرداهای دو ردست نیز فراتر بود، حسین(ع) حتی در زمان رسول اسلام(ص) نیز غریب بود و با رحلت آن حضرت این غربت صد چندان شد.


 چند صباحی از رحلت جانگداز جدش نگذشته بود كه مادرش صدیقة طاهره(س) شهید شد و حسین(ع) كه آن روزها كودكی 8-7 ساله بود داغ مادر دلش را گداخت و پس از مادر، امام حسین(ع) و برادر بزرگوارش امام حسن(ع) تنها كسانی بودند كه از قعر غربت علی(ع) آگاه بودند و این غربت همچنان ادامه داشت تا آنجا كه تاریخ تحمل علی آن عدل مجسم و كمال مصمم را تاب نیاورد و در محراب محبت غرق درخونش كرد و به این هم بسنده نكرد، امام حسن آن ‹‹ كوثر مهدور › (1) را نیز شهید كرد اینجا بود كه غربت امام حسین(ع) به اوج خود رسید ولی امام (ع) خم به ابرو نیاورد و با توكل به خدا، این غربت بزرگ را نیز بیش از ده سال تحمل كرد.

آری حسین(ع) همیشه غریب بود زیرا كه بزرگتر از زمان و فراتر از تاریخ بود واین همان درد بزرگی است كه همیشه گریبان گیر نوابغ روزگار و ابر مردان تاریخ بوده است، امام علی(ع ) دومین شخصبت بزرگ  عالم انسانیت از این غربت چنین می نالید و خطاب به مردم، مردمی كه اكثریت قریب به اتفاق انسانها را تشكیل می دهند، می فرمود:

 "انی اریدكم الله و أنتم تریدوننی لأنفسكم"
 مردم ! من شما را برای خدا می خواهم و دوست دارم شما را تا خدا پیش ببرم ولی شما مرا برای خود می طلبید و می خو اهید تا حضیض ذلت به زیر بكشید، اما هیهات … (2)

"الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درت متائشهم، فإذا محصول با لبلإ قل الدیانون" (3)
 مردم در بند دنیا و برده درهم و دینارند و دین چیزی جز لقلقة‌ زبانشان نیست،  با دین تا آنجا هستند كه بتوانند دنیایشان را بچرخانند و زمانی كه هنگامه امتحان و ابتلاء پیش آید،  دینداران خیلی اندك می شوند.

بلای  بزرگ آن حضرت چیزی جز غربت او نبود ، امام (ع) چنان غریب بود كه بزرگانی چون ابن عباس و… نیز او را درك نمی كردند و در مقام نصیحت بر می آمدند كه یا حسین این راه را مرو! كه كشته می شوی و امام به هریك از آنها جوابی كه درخور شأنشان باشد می داد و به راه خود می رفت. تو گوئی بازبان بی زبانی می خواست به آنها بگوید:

 آن كه می گویم به قدر فهم توست          مردم اندر حسرت فهم درست

 آری بزرگان نیز او را درك نمی كردند و این درد كمی نیست كه انسان ببیند كه كسی حرف او را نمی فهمد، بلكه بر عكس هم می فهمد!!

 غربت امام حسین(ع) چنان عمیق بود و هست كه انسان بی اختیار به یاد شعری می افتد كه می گوید:
هیچ  كس از قعر تو آگاه نیست         خلق را یاری سرالله نیست
  تو بزرگی خاك میدان تو نیست         آسمان را تاب جولان تو نیست
  تا زمین از غربتت آگاه شد               قطره ای از آن چكیده و ماه شد

امام حسین(ع) غریب بود و از این همه غربت دیگر دلش به تنگ آمده بود و چنان در آتش اشتیاق می سوخت كه تنها خدا می داند وبس .

حضرت دراین خصوص می فرماید:
 اشتیاق من به شهادت، بیش از آن اشتیاقی است كه یعقوب(ع) به دیدار فرزندش یوسف داشت .(4)

پیشوای شهیدان عمری را درآتش اشتیاق سوخته و با این غربت بزرگ و ژرف ساخته بود و آن روز كه پنجاه سال از فراق جدش رسول اكرم(ص) می گذشت این اشتیاق بیش از حد زیاد شده بود، دیگر طاقتش طاق گشته و خدا خدا  می كرد كه از خراب آباد دنیا پربگیرد و پروازكند، پرواز تا بر دوست، پرواز تا پیش خدا.

 و كربلا عرش این عشق غریب و سكوی این پرواز عجیب شد، گوئی این زمین بزرگ از غربت آن حضرت آگاه شده بود كه توانست در آسمان عشق و حماسه، ماه گردد، ماهی كه خورشید در كنار او شمع كوچكی نیز نمی توان باشد.

 كربلا میزبان مهمانی شده بودكه صفای مروه و صفا و عزت مقام ابراهیم بود و می رفت كه ذبح عظیم منای عشق گردد مهمان غریبی كه تنها خدای كعبه او را می شناخت و اگر كعبه می دانست او كیست سرخم می كرد وپای او را می بوسید.

 لویعلم البیت من قدجاء یلثمه         لظل یلثم منه ماا ألقدم

به هیچ وجه مبالغه نكرده است آنجا  كه بزرگ فقیه شیعه، مرحوم سید بحرالعلوم گفته است:

 و من حدیث  كربلا و الكعبه ی        لكربلا بان علوالرتبه ی   

 آخر چرا چنین نباشد مگر كعبه وجودش را مدیون كربلا و مرهون كربلاها نیست؟

 اگر كربلا و كربلاها نبودند از كعبه هیچ خبری نبود، بگذار كج اندیشان هرچه می خواهند بگویند.
 
مگر پیامبر (ص) نفرمود: حسین منی وانا من حسین.

 مگر یزید نمی خواست تیشه به ریشه اسلام بزند و فاتحه دین و قرآن و كعبه را بخواند؟

آری او می خواست دین محمد(ص) را نابود و نام و یاد رسول الله را ازخاطره ها محو كند و خود، زمانی  كه سرمست غرور و بی عقل از شراب انگور بود پرده از چهره خویش برداشت و خود را رسوا كرد و مستانه نعره زد كه:

  لعبت هاشم با لملك ولا        خبر جاء ولا وحی نزل

 اگر حماسة كربلا نبود، امروز نه تنها از كعبه و حل و حرم خبری نبود، بلكه مقام ابراهیم و جلال و جمال دیگر پیامبران الهی نیز از بین رفته بود.

امام حسین (ع) با شهادت خویش اصول ادیان آسمانی را بیمه كرد و به اسلام و انسانیت حیات تازه بخشید.

و روزی كه امام (ع) وارد كربلا می شد بخوبی می دانست كه سرانجام این قیام چه خواهد شد و كربلا چه جایگاه بزرگی درمیان انسانهای بیدار و آزاده خواهد یافت روزی كه سید الشهدا(ع) با ورود خویش به صحرای نینوا ، كربلا را وسعتی از فرش تا عرش بخشید، نیك می دانست كه روزی این كربلا، كعبه آمال عارفان و سكوی معراج عاشقان خواهد شد.

حضرت پرسید اسم این صحرا چیست ؟
زهیر، یكی از یاران باوفای امام حسین (ع) جواب داد: به این سرزمین طف می گویند.
امام(ع) فرمود: آیا اسم دیگری نیز دارد؟
زهیر جواب داد : بلی به اسم كربلا معروف است، حضرت فرمود:
خدایا به تو پناه می برم از كرب و بلا (5) …
وهنگامی كه می خواست هنگامه بزرگ تاریخ را به پاكند و كربلا را برای ابد، خاستگاه نور  و عشق قراردهد، منطقة وسیعی را از اهالی نینوا و غاضریه، به شصت هزار درهم خرید و آن را به مردم آنجا بخشید به شرط این كه زائران قبرش را به مرقدش راهنمائی كنند و در پذیرائی مهمانان حضرتش مضایقه نكنند.(6) 
__________________________________________________________
1- كوثری كه در زمین و زمان جاری وجوشان است و نیز نام كتابی تحت عنوان ‹‹ الامام الحسن الكوثر المهدور›› از نویسنده ‹‹ علی نبراش و مبراس ›› و ‹‹ الامام الحسین فی حله البرفیر››، ادیب معروف عرب، سلیمان كتانی .
2-نهج البلاغه ، خطبة 136.
3-بلاغه الحسین ، ص304، به نقل از كشف الغمه .
4-بلاغه الحسین ، خطبة‌23، ص144.
5-مقتل الحسین ، مقرم ، ص192.
6-مجمع البحرین ، زیر كلمه  كربلا .



طبقه بندی: دلگویه، مناسبتها، متفرقه،