تبلیغات
ولای حیدر - خدای سبحان، مهمان قلب های شكسته
تاریخ : چهارشنبه 3 آبان 1391 | 09:55 ق.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی

ما خدا را می خواهیم. چون كار از غیر او ساخته نیست. یا باید برویم پیش او، كه خیلی سخت است. این كار مقرّبین است. یا حالی داشته باشیم كه او به پیش ما بیاید.

فرمود: اگر دل شكسته داشتی، منم، منم نگفتی، خود را ندیدی، این كه بر می آید كه!! مغرور نشدی كه منم كه مثلاً درس ام خوب است، منم كه فلان جا رسیده ام، اینها را نگفتی، همیشه قلب شكسته داشتی، آنجا خداست.


ما حالا اگر نشد به حدّ سلمان و اباذر برسیم، این را لاأقل بتوانیم یك دل شكسته ای داشته باشیم. كسی را نرنجانیم؛ نه در مباحثه، نه در گفتن! حیثیّت همه را حفظ بكنیم، آبروی همه را حفظ بكنیم، خودمان را نشان ندهیم؛ بالأخره استعدادها فرق می كند، همه یكسان نیستند. اَلنّاسْ مَعادِنْ كَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَالفِضّه (1).

در همین سرزمین شما یكی علامة طباطبائی در می آید، یكی علامة امینی در می آید، یكی هم یك انسان عادی در می آید. همه جا هم همین طور است. در شماها هم إنْ شآءَ الله علامة طباطبائی و علامة امینی و اینها خواهد بود. امّا همه استعدادها یكسان نیست. همه درس خواندن ها، همه بحث كردن ها، همه موفقیّت ها نیست. اگر یك كسی یك رشدی كرد، خود را نبیند. وقتی خود را ندید، كامیابی و توفیق نصیب اوست.

تا علم و عقل بینی بی معرفت نشینی             یك نكته ات بگویم خود را مبین كه رَستی

دعای دو گروه مستجاب می شود؛

آنهائی كه بین آنها و خدای آنها حجابی نیست، دعای آنها مستجاب می شود. نبود حجاب یا به این است كه این داعی جزء مقربان باشد، بالا برود. یا جزء مُنكَسِرَهِ قُلُوبُهمْ باشد، دل شكسته ها باشد كه لطف خدا پائین بیاید. جمع اش هم ممكن است. این وجود مبارك سیّدالشهداء كه هم جزء مقرّبین بود، هم جزء اَلمُنكَسِرَهِ قُلُوبُهُمْ! اینها مانِعَهُ الخُلُوّ است، نه مانِعَهُ الجَمع! ولی بالأخره اگر ما مقدورمان نبود، لاأقل این اِنكسار دل و شكستگی دل را باید داشته باشیم.


ضرورت حفظ عطایای پروردگار

مطلب بعدی آن است كه خوب؛ حالا ما كه نتوانستیم آنجا برویم، باید یك حیثیّتی داشته باشیم؛ یك خانه ای، یك اتاق امنی داشته باشیم كه مهمان را بتوانیم پذیرائی كنیم. حالا كه رفتیم پذیرائی بكنیم، این حالت، یعنی حالت اِنكسار تا آخر باشد؛ حدوثاً و بقاءً باشد. اگر یك حالتی برای آدم پیش آمد كه معلوم شد مهماندار خوبی است، قلب او مشروح شد، شرح صدر نصیب او شد، چیزی عائد او شد؛ حالا یا در خواب، یا در بیداری، این را باید حفظ بكنند. حفظ كردن اش هم به این است كه باز آدم مغرور نشود. غرور او را نگیرد!

بالأخره ما كه می رویم پیش مولایمان، یا حالا او آمده به مهمانی مان، یك چیزی باید هدیه كنیم دیگر! آخر انسان نمی شود با دست خالی پذیرائی بكند كه! این یك امری است معقول و مقبول كه بالأخره ما چه وارد بشویم، مهمان بشویم، چه میزبان بشویم، یك چیزی باید بالأخره ببریم دیگر. همین جوری با دست خالی كه انسان نه میزبان می شود، نه مهمان!

چی پیش خدا ببریم كه او قبول بكند؟ باز هم اینجا باید مواظب باشیم؛ بگوئیم ما چندین سال درس خواندیم، ما زحمت كشیدیم، ما مشكلات را تحمّل كردیم، یا نه یك چیز دیگر باید ببریم؟! این بزرگان ما به ما فرمودند؛ اوّلین بار این را شیخُنا الاُستاد مرحوم آقای فاضل تونی (رضوان الله تعالی علیه)، ایشان در درس برای ما می فرمودند؛ كه انسان وقتی می رود پیش مولای بزرگ اش، باید یك چیزی را هدیه ببرد. هدیه هم یك چیزی باید باشد كه آنجا نباشد. چون اگر آنجا فراوان باشد كه خوب دیگر خوب هدیه نیست! و نبودن اش هم كمال باشد، نه نقص.

بنابراین ما با دست خالی كه می رویم، یك چیزی هم باید به همراه ببریم. بگوئیم ما علم آوردیم كه او بِكُلِّ شِیءٍ علیم است، یك. این یك مختصر علمی هم كه ما داریم، او به ما داد. وَ عَلَّمَ الإنسانْ مَا لَمْ یَعلَمْ (2)، این دو.

خوب چی ببریم؟ بگوئیم ما زحمت كشیدیم، این كه مَا بِكُمْ مِنْ نِعمَهٍ فَمِنَ الله(3). اداره كردیم، جمعیّتی را اداره كردیم، كمك مالی كردیم، كمك علمی كردیم، كتاب نوشتیم! اینها كه آنجا خریدار ندارد! آنجا صحیح اش هست و نامتنهی اش هست، این یك. این یك مختصری كه هست در مخلوط ،‌ این را هم كه به ما دادند. بنابراین كسی حقّ ندارد بگوید: من زحمت كشیدم، عالم شدم! اگر بزرگان ما به ما فرمودند‌: وقتی می روی آنجا، مواظب باش كه چی ببری، یا اگر مهماندار شدی، مواظب باش كه چه جور پذیرائی بكنی، همین است.

آیت الله جوادی آملی




پی نوشت:

(1) من لا یحضره الفقیه / جلد 4 / صفحة 380 ـ مِنْ اَلفاظِ رَسُول الله (ص) اَلمُوجِزَه الَّتِی لَمْ یُسبَقْ إلَیها

(2) سورة علق / آیة 5

(3) سورة نحل / آیة 53



طبقه بندی: دلگویه، متفرقه، مناسبتها،