تبلیغات
ولای حیدر - غرق شکوفه های سیب
تاریخ : یکشنبه 9 مهر 1391 | 06:23 ق.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
آمده ‏ای تا درهای دوزخ را برداری و دوزخیان را به میهمانی بهشت ببری.

اینجا ابتدای دوزخ است و این درهای بزرگ، حایل میان بهشت و دوزخ‏ اند. این درهای بسته را مگر دست‏های هدایت تو بگشاید.

از آستین‏ های گرامی ‏ات، بوی هدایت می‏ آید. تنها دست‏های امامت تو می‏ تواند بسته ‏ترین گره ‏ها را بگشاید.

چه فرق می‏کند اگر این گره، به بزرگی درهای بسته خیبر باشد.

آسمان را پشت درهای بسته آورده ‏ای تا تن این خاکیان را با بوی پرواز آشنا کنی.

هوای دم‏کرده قلعه را نفس‏های عشق آمیخته تو، معطر می‏ کند.

درهای بسته قلعه را که می‏ گشایی، نخل‏های خرما، سراپا غرق شکوفه‏ های سیب می‏ شوند.

قلعه، با اولین نفس‏های تو به بهشت آغشته می‏ شود. تو اولین فرشته‏ ای که برای نجات، بر این قوم گمراه، عشق و مهربانی و همدلی را به ارمغان می‏ آوری.

تو اولین کسی هستی که این قوم فراموش شده را از پشت درهای بسته دوزخ، به آغوش مهربان بهشت اسلام دعوت می‏ کنی؛ قومی که تو آمده‏ ای تا سال‏های تنهایی‏شان را در آغوش مقدس اسلام به دست فراموشی بسپاری.


درهای بسته را به رویشان می‏ گشایی تا باران‏های رحمت، دوباره با کویر خشک چشم‏هایشان آشتی کنند.

این همه چشم غبارگرفته را از پشت سایه‏ های ناتمام دیوارهای قلعه، به آفتاب دعوت می‏ کنی و گرد فراموشی و خاموشی را از تن‏های همیشه خسته‏ شان می‏ تکانی و غبار غفلت و جهل‏شان را در اشک‏های رحمتت غسل می‏دهی تا پرهای رخوت گرفته و آسمان گم‏ کرده، این همه پرنده را دوباره با پرواز آشتی دهی.

عطر نفس‏هایت، عطر پیغمبرانه سیب‏ های سرخ هدایت بود که تا اعماق دیوارهای قلعه نفوذ می‏ کرد. صدایت، صدای زیبای داوود بود که قرآن نازل شده را از دهان پیامبر(ص) آموخته بود و به نغمه پرندگان آواز می‏ کرد.

بر آستانه در می‏ ایستی؛ بلندتر از خورشید، تا تاریک‏ترین مکان پستوهای گمراه خیبر را به آفتاب معرفی می‏ کنی.

قلعه به تو تعظیم می‏ کند؛ چونان که درخت‏های تناور، به ابرهای پر از مهربانی و باران. بلندتر از تمام کوه‏ها، آسمان را بر شانه‏ های ستبرت نشانده‏ ای و با هر قدم که برمی ‏داری، قلعه به آسمان نزدیک‏تر می‏ شود. درها را برای همیشه می‏ گشایی و هوای خسته قلعه را با آسمان پیوند می‏ زنی.

تو آمده ‏ای تا رسالت پیامبر گرامی(ص) را در پلکان‏های این قلعه قدم بزنی و پیام پیامبر گرامی(ص) را با صدای دلنواز اذان، در گوش ‏های غبارگرفته کافر قلعه طنین ‏انداز کنی، تا دیوارهای بلند قلعه پر از بوی بهشت شوند.



طبقه بندی: دلگویه، امام علی(ع)،