تبلیغات
ولای حیدر - بانوی کرامت
تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
دانم این را که بهشت است و ندانم لیکن  قبر معصومه(علیهاسلام) بُوَد یا حرم فاطمه(علیهاسلام) است.          
                       
صدای شادی افلاکیان از کوچه پس کوچه ‏های مدینه به گوش می‏رسد. از خانه ساده و با صفای امام
کاظم(علیه‏اسلام)، نوری به آسمان برخاسته است.


ستاره‏ ها نورانی‏ تر شده‏ اند و ماه، همچون خورشید می‏ درخشد.

صدای گریه‏ های سکوت، آسمان‏ها را شکسته، انتظار عاشقانه پدری را به پایان رسانده، و لب‏های پر از نور پیشوای هفتم را به لبخند، زینت داده و بر اماممان، حضرت رضا (علیه‏اسلام) همدمی بخشیده، تا زینبی دیگر برای حسینی دیگر باشد.

آری، مدینه از شمیم فاطمه معصومه(علیهاسلام) معطر شده است.


 بانو! چمدان خستگی‌هایم را بگیر و زمین بگذار؛ می‌خواهم برای دیدنت قد راست كنم.

كبوترها دور گنبد و گلدسته‌هایت می‌گردند و من سرسپرده شالها و چراغهای سبز بالای ضریحم.

حرم؛ نقطه تلاقی همه دردها و درمانها.

حرم؛ دری كه رو به بهشت باز می‌شود.

حرم؛ آشیانه كبوترها و یاكریم‌های غریب.

وقتی با توام، حالم خوب است؛ حتی غروبهای دلتنگ و نفس‌گیر.

چراغهای گنبد و گلدسته‌ها، قطب نمای قم‌اند و همه كوره راه‌های تاریك،‌ به روشنای حرم می‌رسند.

مهمان توام بانو؛ آب و گلابی را كه به من تعارف می‌كنی، به هیچ ثروتی نمی‌دهم.

گلدسته‌هایت دعا می‌كنند برای همسایه‌هایی كه محتاج اجابت‌اند...

یا کریمه اهل بیت، گاهی نگاهی..



طبقه بندی: دلگویه، مناسبتها،