تبلیغات
ولای حیدر - نگاهی به آموزه ‏های اخلاقی در نهج ‏البلاغه
تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1391 | 08:38 ب.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
صدقه

یکی از مستحبات ارزشمند، صدقه است. در فضیلت صدقه همین بس که: «جامع فضایل دنیویه و اخرویه است. از ساعت اولِ دادن آن، با انسان همراه است و دفع بلیات می‏ کند تا آخر امر در قیامت و سایر مراحل که انسان را به بهشت و جوار حق برساند».

آثار شگفت و مهم این کردار ارزشمند چنان است که مؤمن خردمند، با هیچ بهانه ‏ای از آن غفلت نمی ‏کند، حتی به بهانه فقر و ناداری. چنین است که پروردگار ما دستور داده است:

وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّا أتاهُ اللّهُ لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاّ ما اَتاها سَیَجْعَلُ اللّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا. (طلاق: 7)
هر کس که روزی او تنگ باشد، باید از همان اندازه هم که خدا به او داده است، انفاق کند. خداوند هیچ‏کس را بیش از آنچه به او داده است، مکلف نمی‏ کند و پس از هر سختی، آسانی قرار می‏ دهد.

باید دانست که صدقه، نه تنها موجب ناداری و نیازمندی نخواهد شد، که رمز گشایش درب رحمت الهی است. سرور زاهدان و مهتر نیکوکاران، علی(ع) می‏فرماید: «اِسْتَنزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ؛ روزی را با دادن صدقه فرود آورید.» همچنین آن بزرگوار می‏ فرماید: «سُوسُوا ایمانَکُم بِالصَّدَقَةِ؛ ایمان خود را با صدقه نگاه دارید.» و خداوند، کریم‏تر از آن است که از انفاق بندگان، بدون پاداش بی‏ شمار گذر کند.

حضرت علی(ع) در این باره می فرماید:
بزرگ‏ترین دریغ‏ها در روز رستاخیز، دریغ مردی است که مالی را جز از راه طاعت خدابه دست آورْد، سپس مردی آن را به ارث برْد و در طاعت خدای سبحان انفاق کرد. او بدان انفاق به بهشت رفت و آن اولی راه دوزخ سپرد.

صدقه دادن، بهترین مستحب، سبب گشایش درب‏های رحمت الهی و نگه‏دارنده ایمان آدمی است.

 گناه گریزی

گرچه می‏ توان گناهان را در مقایسه با یکدیگر و از نظر پی‏آمدهای شوم آنها در این جهان و آن سرا به صغیره و کبیره تقسیم کرد، ولی گناه، گناه است و قبح کوچک و بزرگ آن یکسان. اگر آدم گنه‏کار اندکی به این بیندیشد که از چه کسی نافرمانی می‏ کند، دیگر هیچ معصیتی را صغیره نمی‏ بیند.

گستاخی در برابر بزرگ، هرچه باشد، بزرگ و نابخشودنی است. امام خمینی(رحمه‏ الله) می‏ گوید:

باید بدانیم که در محضر بزرگی هستیم که حتی نمی‏ توان از بزرگی او سخن گفت. پس چگونه می‏ توان در حریم و پیشگاه او جسارت کرد و به گناه آلوده شد. چگونه حرمت سلاطین و بزرگان دنیوی را پاس می‏داریم، ولی در پیشگاه خالق متعال، خود را به زشتی گناه می‏ آلاییم. آیا اگر دارای خردلی حیا باشی، نباید از خجلت آب شوی و به زمین فرو بروی.
بدتر از این حال این است که کسی منکر زشتی گناه شود و آن را کوچک بشمارد.

حضرت علی(ع) نیز به این امر چنین هشدار می‏دهد:اَشَدُّ الذُّنوبِ مَا استَخَفَّ بِهِ صاحِبُه.

سخت‏ترین گناهان، گناهی است که گناهکار، آن را کوچک و ناچیز شمارد.

هرگونه گناهی، چون در پیشگاه خداوند انجام می‏ شود، بزرگ و نکوهیده است و باید آن را ترک کرد.

 مال اندوزی

انسان ناگزیر است برای اداره امور زندگی خود به کار و تلاش بپردازد، ولی باید در نظر داشته باشد که جمع‏ آوری مال، تنها به اندازه نیازش باشد و نه به هدف طمع‏ ورزی. برخی چنان در اندیشه ثروت ‏اندوزی‏ اند که تنها با صدای افتادن در چاه دوزخ به خود می‏ آیند.

خداوند در آیات قرآنی، به این مهم چنین اشاره می‏ کند:


الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ، یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ، کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ، وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ. (همزه: 2 ـ 5)
کسی که مالی گرد آورْد و بر شمردش، می‏ پندارد که مالش او را جاوید کرده، حال آنکه این‏طور نیست و در آتش خرد کننده فروافکنده خواهد شد.

سعدی نیز چه زیبا می‏ گوید: «دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‏ فایده کردند:
یکی آن‏که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.»

امام علی(ع) به کسانی که در پی مال‏ اندوزی هستند، فرمود:

یا ابنَ آدَمَ! ما کَسَبتَ فَوقَ قُوَّتِکَ فَاَنْتَ فیه خازِنٌ لِغَیْرِکَ.
پسر آدم! در آنچه بیش از خوراک روزانه‏ ات کسب کردی، در حقیقت انباردار دیگری شده‏ ای.

استفاده کردن به اندازه از مال و متاع دنیا، پسندیده و اندوختن بیش از نیاز، وبال آدمی و انبارداری برای دیگران است.

 گره‏ گشایی

گشودن گره از کار گرفتاران از برترین لذت‏های معنوی است. نشاندن نشاط و شادی در دل انسان‏ها و زدودن رنج و مشقت از چهره دردمندان، بسیار سرور آفرین است. عارفان بر این باورند که راه انس با خدا، احسان به خلق است. اگر کسی بخواهد حال دعا داشته باشد و از ذکر و مناجات با خدا لذت ببرد، باید برای خدا، در خدمت خلق خدا باشد.

شیخ رجب‏علی خیاط از عارفان معاصر سفارش می‏ کند: «اگر می‏خواهی به حقیقت توحید راه پیدا کنی، به خلق خدا احسان کن.» همچنین در سخنی دیگر می‏گ وید: «آنچه پس از انجام فرایض، حال بندگی خدا را در انسان ایجاد می‏ کند، نیکی به مردم است».

امیرمؤمنان علی(ع) در حدیثی بسیار نغز می‏ فرماید:

همانا خدا را بندگانی است که به آنان نعمت‏های ویژه‏ ای می‏دهد تا به سود مردمان به کار گیرند. پس تا هنگامی که از آن ببخشند، نعمت‏ها را در دست آنان وامی ‏نهد و چون از بخشش باز ایستند، نعمت‏ها را از ایشان بستاند و دیگران را بدان مخصوص کند.


این نیز کلام خدمتگزار گمنام کوفه در شب‏های تار است که به جابر فرمود:

آن که نعمت خدا بر او بسیار بود، نیاز مردمان به او بسیار بوَد. پس هر که در آن نعمت‏ها برای خدا کار کند، خدا نعمت‏ها را برای وی پایدار کند و آن‏که آن را چنان که واجب است به مصرف نرساند، نعمت او را ببرد و نیست گرداند.

1. خدمت ‏رسانی به مردم و گره‏ گشایی از کار آنان، از برترین و لذت‏ بخش‏ ترین اعمال است.

2. خدمت به خلق خدا، راه قرب به خداوند را هموار می ‏سازد.

3. صرف نعمت‏های الهی در راه بندگان خدا، یکی از عوامل پایداری نعمت‏هاست.

 تعادل در ستایش دیگران

زیاده ‏روی در تعریف و تشویق سبب اشتباه جلوه دادن امر در نظر طرف مقابل و هموار کردن جاده غرور و تباهی در برابر اوست. پرهیز از بازگو کردن نیکی‏ ها و خوبی‏ ها نیز مانعی بر سر راه گسترش فضیلت‏ها و رشد نیکوکاری در جامعه می‏ شود. این کلام گهربار مولای موحدان است که:

اَلثَّناءُ بأَکثَرَ مِنَ الأِستِحقاقِ مَلَقٌ والتَّقْصیرُ عَنِ الاستِحقاقِ عَیٌّ أَو حَسَدٌ.
ستودن شخص بیش از سزاواری او، چاپلوسی کردن است و کمتر از آنچه باید، درماندگی است یا رشک بردن.

اندازه نگه داشتن در ستایش و نکوهش، سبب سازندگی است و زیاده ‏روی و کوتاهی در آن، به اشتباه و انحراف می‏ انجامد.
شیخ رجب‏علی خیاط از عارفان معاصر سفارش می‏ کند: «اگر می‏ خواهی به حقیقت توحید راه پیدا کنی، به خلق خدا احسان کن.» همچنین در سخنی دیگر می‏ گوید: «آنچه پس از انجام فرایض، حال بندگی خدا را در انسان ایجاد می ‏کند، نیکی به مردم است».

عذرخواهی

عذرخواهی و پوزش ‏طلبی پس از ارتکاب لغزش، از زیباترین کردارها و نشانه کمال آدمی است.
به تعبیر نظامی گنجه‏ ای:
عذر به آن را که خطایی رسد  کادم از آن عذر به جایی رسد.

خطاکاری که درخواست بخشش نمی ‏کند، حتی از اینکه به زشتی کار خود هم پی ببرد، ناتوان است و شگفت اینکه این گردن‏ فرازی را هم بزرگی و کمال می‏ پندارد. خداوند، افراد خیال‏ زده و فخرفروش را دوست ندارد:

«اِنَّ اللّه‏َ لا یُحِبُّ مَن کانَ مُختالاً فَخوراً.» (نساء: 36) هرچند عذرخواهی از بندگان خدا پسندیده و لازم است، در پیشگاه آفریدگار هستی که بی ‏شک همه در برابر او قاصر و مقصریم، زیبایی و شکوه دیگری دارد. خداوند در کلام وحی خویش به ما دستور می‏ دهد:

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعًا حَسَنًا. (هود: 3)
«از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به سوی او بازگردید تا بهره ‏ای نیکو به شما دهد».

این نکته تربیتی چنان بعضی از نیکان روزگار را بی‏ تاب کرده است که حتی از خواب شیرین صبحگاهی دست شسته‏ اند و به عذرخواهی در پیشگاه ربوبی می‏ نشینند. مولای شب زنده‏ داران می ‏فرماید:

خدا، بندگان را به کیفر کارهای زشت آنان مبتلا سازد؛ به کاهش میوه درختان و به نباریدن باران و بستن گنجینه‏ های خیر به روی ایشان، تا توبه‏ خواه توبه کند و معصیت کار دل از معصیت بکند و پند گیرنده، پند پذیرد و بازدارنده، راه نافرمانی را بر بندگان بگیرد. خداوند، آمرزش خواستن را وسیله پیوسته داشتن روزی بر روزی‏ خواران و سبب رحمت بر آفریدگان قرار داده و فرموده است: «از پروردگار خود آمرزش بخواهید که او فراوان آمرزنده است؛ باران را از آسمان بر شما پیوسته می‏دارد و شما را به خواسته‏ ها و فرزندان یاری می‏دهد.» (نوح: 10 و 12)

پس خدا بیامرزد کسی را که به پیش‏باز توبه رود و از گناهانش بخشش طلبد، پیش از آنکه مرگش برسد.

1. پوزش‏ خواهی آدمی از خداوند و آفریده‏ های او در برابر لغزش‏ هایش، واجب و پسندیده است.

2. عذرخواهی از خداوند و رو کردن به توبه، درهای نعمت و رحمت الهی به روی بنده می‏ گشاید و غفلت از عذرخواهی، سبب گرفتاری‏های دنیوی و اخروی انسان می ‏شود.

 

منبع:
اقبال حسینی، مجله طوبی، شماره 16



طبقه بندی: امام علی(ع)، نهج البلاغه،