تبلیغات
ولای حیدر - آئینه‌داران طلعت یار
تاریخ : چهارشنبه 7 تیر 1391 | 09:52 ب.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
امیرالمؤمنین(ع): "بنده دیگری نباش؛ خداوند تو را آزاد قرار داده است ..."(1)

بهترین معرفت درباره هر شخص و یا هر چیزی از معرفی بهترین معّرف حاصل می‌شود و هیچ معّرفی درباره امام علی(ع) چونان قرآن و اهل بیت(ع) نیست. تعبیر قرآن از علی(ع) تحت عنوان "ولایت" است؛ همان ولایتی که مایه کمال دین و پایه اتمام نعمت و سبب به نصاب رسیدن اسلام خدا‌پسندانه است.

رسول خدا(ص) درباره علی(ع) فرمود: "خدا را آنچنان که شایسته است کسی جز من و علی، و علی را آن چنان که شایسته است، کسی جز من و خدا، نشناخت."(2) تعبیر پیامبر اکرم(ص) درباره جامعیت امیر مؤمنان(ع) این چنین است: "هرکس بخواهد به علم آدم و فهم نوح و حلم ابراهیم و زهد یحیی بن زکریا و شهامت شجاعانه موسی بنگرد، علی را نگاه کند."(3) عبارت رسول خدا(ص) درباره منزلت علوی اینست: "منزلت علی نسبت به من، همانند منزلت من نسبت به پروردگار من است."(4)

امام صادق(ع) "ولایت علوی" را بالاتر از "ولادت از علی" دانست و در این باره فرمود: "ولایت مداری من نسبت به علی بن ابیطالب برای من دوست داشتنی‌تر از انتساب من به اوست، زیرا ولایت من نسبت به او واجب است و انتساب من به او فضیلت."(5) امام موسی بن جعفر(ع) ولایت مداری خود را به امام علی(ع) باز می‌گوید و آن را متمم و مکمل، بلکه سبب سودمندی اعمال صالح می‌داند و در این باره نیایش ویژه‌ای دارد که برخی از آن دعای مخصوص، اینست:
"خدایا من اقرار می‌کنم و شهادت می‌دهم و اعتراف دارم... علی، امیر مؤمنین و سید الوصیین و پیشوای متقین،... امام من و راه روشن من است و کسی است که بجز بوسیله ولایت او و پیروی از او و ... من به اعمال، هرچند که پاکیزه باشند، اطمینان نمی‌کنم و آنها را هرچند که صالح هم باشند، بدون آن نجات‌بخش نمی‌بینم..."(6)


آنچه تا اینجا آوردیم، سخن خداوند عز و جل و اهل بیت(ع) بود. اما دیگران چه؟ در این مختصر، گفتار کوتاهی از ستایشگران علی(ع) بازگو می‌شود که شمیم حیات عارفانه آن حضرت از آن استشمام و آهنگ دلپذیر زندگی شاهدانه وی از آنها به گوش می‌رسد.

ملاصدرا (فیلسوف بزرگ اسلامی) در شرح اصول کافی، پس از نقل خطبه توحیدی امیرمؤمنان(ع) که هنگام برانگیختن سپاه برای جنگ با معاویه و در حضور انبوه مردم ایراد فرمود، به تکمیل گفتار شیخ کلینی مبادرت ورزید و آن را این چنین اصلاح کرد: "... اگر زبانهای جن و انس گرد هم آیند و در میان آنها زبان پیامبران بزرگ، مانند نوح و ابراهیم و ادریس و شیث و داوود و موسی و عیسی و رسول اکرم نباشد و بخواهند توحید را همانند آنچه حضرت علی آورد بیاورند، هرگز قادر نخواهند بود..."(7) یعنی از هر پیامبری هم، سخنی عمیق در توحید خدای سبحان همتای خطبه علی ساخته نیست.

احمد بن حنبل، پیشوای مذهب حنبلی، درباره علی(ع) می‌گوید که "آن حضرت به خلافت زینت داد، نه آنکه خلافت سبب زینت وی شده باشد."(8)

وقتی از خلیل بن احمد فراهیدی(ادیب برجسته و استاد مسلم ادب و لغت عرب و مبتکر علم عروض)(9) پرسیدند: به چه دلیل علی بن ابیطالب در همه چیز امام همگان است؟ در پاسخ گفت: "به این دلیل که همگان به علی بن ابیطالب نیازمند و او از همه بی‌نیاز." همچنین هنگامی که از او پرسیدند درباره علی بن ابیطالب چه می‌گویی؟ گفت: "چه بگویم در حق کسی که دوستان او مناقب او را از ترس کتمان کردند و دشمنان وی آنها را از روی حسد و کینه پنهان نمودند؛ آنگاه فضائل وی بین آن دو کتمان ظهور کرد و آشکار شد و مشرق و مغرب روی زمین را پر کرد."(10)

فخر رازی در تفسیر خویش درباره آن حضرت نقل می‌کند: "هر کس در دین خود به علی بن ابیطالب اقتدا کرد، هدایت یافت. دلیل بر آن، گفتار رسول اکرم است که درباره علی فرمود: «خدایا! هر جا که علی باشد حق را به همراه او قرار بده.»"(11)

ابن ندیم (کتاب شناس برجسته) از کتاب "اخبار" نوشته "واقدی" (مورخ صاحب نام اسلامی) نقل می‌کند که "علی بن ابیطالب از معجزات رسول اکرم است، همانطور که عصای موسی و مرده زنده کردن عیسی معجزه آنان بوده است."(12)

درباره امیرالمؤمنین بسیار می‌توان سخن گفت و سبب گسترده بودن آثار درباره آن حضرت، حق مداری بلکه هویت حق داشتن اوست؛ هرچه حق و عدل و انصافِ مجسّم و آزادیِ تمثل یافته باشد، سخن درباره آن میدان گسترده‌ای دارد. اما پیرو علی(ع) بودن و سیرت و سنت او را الگو قرار دادن و در صراط مستقیم وی گام نهادن دشوار است؛ زیرا همواره حق بودن، از عدل فاصله نگرفتن و از انصاف جدا نشدن، کاری سخت است ...


«برگرفته از دانشنامه امام علی ع)، جلد 4، مقاله حیات عارفانه امام علی(ع)، نگارش آیت الله جوادی آملی (با اندکی تصرف) »

امیرالمؤمنین(ع): "... هیچ مؤمنی غمگین نمی‌شود مگر آنکه ما نیز به غم او غمگین می‌شویم و دعا نمی‌کند، مگر آنکه بر دعای او آمین می‌گوییم ..."(13)





پی نوشت:

1. فرازی از نامه امیر المؤمنین(ع) خطاب به امام حسن(ع) (نهج البلاغه، نامه 31).
2. "یا علی ما عرف الله حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر الله و غیری" (مناقب ابن شهر آشوب، جلد 3، صفحه 268 – 267؛ ارشاد القلوب، جلد 2، صفحه 221 (ما عرفک یا علی حق معرفتک الا الله و انا)).
3.این حدیث را دو تن از علمای برجسته اهل تسنن یعنی ابن عساکر و ابن کثیر در کتب خویش نقل نموده‌اند. (ابن عساکر در کتاب تاریخ مدینة دمشق، جلد 42، صفحه 313؛ ابن کثیر در کتاب البدایة و النهایة جلد 7، صفحه 357).
4. طبری در ذخائر العقبی، صفحه 64.
5. فضائل ابن شاذان، صفحه 125؛ بحار الأنوار، جلد 39، صفحه 299.
6. مهج الدعوات، صفحه 234.
7. شرح اصول کافی ملا صدرا، صفحه 342.
8. تاریخ مدینة دمشق ابن عساکر، جلد 42، صفحه 446.
9. او کسی است که سیبویه، امام و پیشوای علمای علم نحو، یکی از شاگردان برجسته او محسوب می‌شود.
10. تنقیح المقال، جلد 1، صفحه 403.
11. تفسیر الکبیر فخر رازی، جلد 1، صفحه 210.
12. فهرست ابن ندیم، صفحه 111.
13. وسائل الشیعه، جلد 20، صفحه 200.



طبقه بندی: امام علی(ع)،