تبلیغات
ولای حیدر - بعثت از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 07:36 ب.ظ | نویسنده : سفیر شیدایی
خداوند با بعثت او کینه ها را مدفون ساخت، و آتش خصومت ها را خاموش نمود.

امیر مؤمنان علی(ع) در نخستین خطبه نهج البلاغه، درباره بعثت پیامبران الهی و از جمله پیامبر خاتم(ص) می فرماید:

«و خداوند پاک، از میان فرزندان آدم پیغمبرانی برگزید و از ایشان به زبان وحی پیمان گرفت، در زمانی که بیشتر آفریدگان پیمان خدا را وارونه و به حق او نادان بودند و برای وی مانندها گرفته بودند. شیاطین راه آنها را از خداشناسی زده بودند و به گمراهی کشیدند، پس پیامبران خود را برانگیخت، و یکی پس از دیگری فرستاد تا عهد خداشناسی را که در فطرت آدمی بود باز طلب کنند، و نعمت از یاد رفته را باز به یاد آورند، و با مدد حجت و برهان آنان را به راه آورند، و گنجینه های دانش پنهانی را برون آرند و راز هستی را در دیدگانشان بنمایند. چه از آسمانی که فراز سر ایشان است، و چه گهواره ای که در زیر پایشان گسترده، و چه از انواع معیشت ها که زنده شان می دارد، و اجل هایی که نابودشان می کند، و بیماری هایی که مایه فرسودگی آنان می گردد، و بلاهای هولناک زمانه که پیاپی برایشان وارد می شود، و هیچ گاه خدای پاک از آفریدگان خود، پیغمبر یا کتاب یا برهان قطعی یا روشی استوار را مضایقه نفرموده، پیامبرانی که با وجود شمار کم و داشتن دشمنان بسیار از رسالت وحی باز نماندند. گاه از ایشان پیامبرانی بودند که اسم پیغمبر بعد از خویش را می دانستند و یا پیغمبران پیشین آنها را می شناخته اند. بدینگونه قرن ها سپری و روزگار طی شد و پدران رفتند و دنیا را به فرزندان خود وانهادند، تا اینکه خدای پاک محمد(ص) را برای وفای به وعده خویش و اکمال نبوت مبعوث فرمود، در حالی که از پیغمبران پیشین پیمان گرفته بود، و نشانه هایش آشکار، و میلادش فرخنده بود.

در آن زمان ساکنان زمین هر یک جزء مذهبی متفرق، و با خواست هایی پراکنده بودند، و به راه های گوناگون می رفتند: گروهی خدا را همتای خلق دانسته، و گروهی در نام او تصرف روا می داشتند یا به غیر او می پیوستند. پس پروردگار آنان را به وسیلة آن پیامبر از گمراهی به راه راست راهبر شد، و ایشان را از جهالت رهانید.

سپس خداوند پاک، دیدار خود را برای محمد(ص) برگزید و او را در جوار خویش شایسته دید و تمایلش را به سوی خود رهنمون شد، و از بلاهایش رهانید. و روحش را کریمانه به سوی خویش خواند ـ درود بر وی و خاندان وی باد ـ او نیز چون پیامبران امت های دیرین برای شما میراثی گذاشت؛ زیرا که ایشان امت خود را وانگذاردند مگر به رهنمون راهی روشن و نشانه ای معین. محمد(ص) نیز کتابی را که از سوی پروردگارتان بر او فرود آمده بود، در میان شما نهاد؛ کتابی که احکام حلال و حرامش در آن بیان و واجب و مستحب و ناسخ و منسوخِ آن روشن شده بود. معلوم داشته که چه کارهایی مباح است و کدامیک واجب یا حرام. خاص و عام چیست و در آن اندرزها و مثال هاست. مطلق و مقید و محکم و متشابه آن را آشکار ساخته.

هر مجملی را تفسیر کرده و گره هر مشکلی را گشوده است. و نیز چیزهایی است که برای دانستنش پیمان گرفته شده و چیزهایی است که به نادانستنش رخصت داده شده. احکامی است که در کتاب خدا به وجوب آن فرمان داده شده و در سنت، آن حکم نسخ گشته و نیز احکامی است که در سنت به وجوب آن تأکید شده ولی در کتاب به ترک آن اجازه داده شده و نیز اعمالی است که زمانش فرا رسد واجب و چون زمانش منقضی گردد وجوبش از میان رود. و در مورد اموری که ارتکاب آن گناه، خُرد است و مستوجب آمرزش اوست و اموری که اندک آن هم پذیرفته می شود و هر کس اختیار دارد که بیش از آن را نیز به جای آورد.(2)

آن حضرت در قسمتی از خطبه 33 نهج البلاغه، بعثت پیامبر اکرم(ص) را چنین توصیف می کند:

خداوند پاک، محمد(ص) را به پیامبری فرستاد در حالی که میان عرب کسی نبود که کتابی خوانده، یا دعوی پیامبری کرده باشد. پس محمد(ص) آنان را رهبری نمود، به جایی که باید نشانید، و به عرصه رستگاریشان رسانید. تا احوالشان چونان نیزه هایشان استقامت پذیرفت و جای پای استوار کردند، و سنگ هایی که بر آن ایستاده بودند از لرزش بازماند. به خدا سوگند، که من از افراد سپاه او بودم که به دشمن هجوم بردیم تا فرار کردند من نه ناتوانی نمودم و نه بیم به دل راه دادم. اکنون در این راه هم که می روم همانند راهی است که با فرستاده خدا(ص) رفته بودم، امروز هم باطل را برمی درم تا چهره حق از کنار آن آشکار شود.

مرا با قریش چه کار؟ به خدا سوگند آن زمان ها که کافر بودند با ایشان جنگیدم، اکنون هم به خاطر انحرافشان با ایشان پیکار می کنم، و همان گونه که در زمان فرستاده خدا(ص) رویاروی آنان بودم امروز نیز مقابل ایشانم. به خدا قسم قریش کینه ای از ما ندارد جز آنکه خدا ما را بر آنان برگزید، و آنان را در زمره خود در آوریم، پس چنان بودند که شاعر گفته:

«به جان خودم سوگند که بامدادان پیوسته شیر خالص نوشیدی، و سرشیر و خرمای بی هسته خوردی. ما این مقام عالی را به تو دادیم و تو مقامی نداشتی، ما بودیم که پیرامون تو اسبان کوتاه مو و نیزه ها فراهم ساختیم».(3)


امیر مؤمنان(ع) در خطبه 94 به توصیف وضعیت مردمان تا پیش از برانگیخته شدن حضرت ختمی مرتبت(ص) پرداخته، می فرماید:

به رسالتش فرستاد. در حالی که مردم گمراهانی حیرت زده، و در فتنه فرو افتاده بودند. هوا و هوس آنان را بر خود غوطه ور، و کبر و نخوت از طریق صوابشان منحرف ساخته، جاهلیت تاریک آنان را سبکسر و در کارها متزلزل و حیران نموده بود، رسول الله(ص) نصیحت و نیکخواهی را به حد اعلی رسانید و به راهشان آورد و به حکمت و اندرز نیکو آنها را به راه خدا فراخواند.(5)

آن حضرت در خطبه 95 نیز پیامبر گرامی اسلام را چنین توصیف می کند:

قرارگاه او بهترین قرارگاه ها، و خاستگاه او شریف ترین خاستگاه هاست، در معادن کرامت، و مهدهای پاکی و پاکدامنی دل های نیکوکاران بدو گرایید، و توجه چشم ها به سوی او گردید. خداوند با بعثت او کینه ها را مدفون ساخت، و آتش خصومت ها را خاموش نمود. میان یاران را (به خاطر ایمان) بدو الفت داد، و میان خویشاوندان (به خاطر کفر) جدایی افکند. ذلیلان را عزیز کرد و عزیزان را ذلیل، و حقایق را گاه به سخن آشکار نمود و گاه به خاموشی.(6)





پی نوشت ها:

1. امام علی(ع) در خطبه 234 نهج البلاغه (خطبه قاصعه) می فرماید: «روزگاری جز خانه ای که فرستادة خدا(ص) و خدیجه در آن می زیستند اسلام به خانه دیگر وارد نشده بود و من سومی آنان بودم. روشنایی وحی و رسالت را به چشم خود می دیدم و بوی نبوت را استشمام می کردم. هنگامی که وحی بر ایشان نازل می شد صدای ناله شیطان را شنیدم، پرسیدم: ای پیامبر خدا، این صدای ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است از اینکه او را بپرستند نومید شده است. تو هم می شنوی هر چه من می شنوم و می بینی آنچه من می بینم، جز آنکه تو پیامبر نیستی، ولی تو وزیر منی، و به راه خیر می روی. (نهج البلاغه، ترجمه محمدمهدی فولادوند، ص316)

2. نهج البلاغه، ترجمه محمد مهدی فولادوند، ص22ـ24.

3. همان، ص56ـ57.

5. همان، ص119.

6. همان.

www.hawzah.net



طبقه بندی: امام علی(ع)، نهج البلاغه، مناسبتها،